|
واسه با تو بودن کشیدم من فریاد ولی تنها آرزوم این بود که منو بر باد ندی ولی دادی به باد داری رازی میشی به مرگم با برق چشات زدی تیری به قلبم کلید قلبم دست تو بود گمش کردی دلم صاف بود از کینه پرش کردی گفتم بمون پیشم ولی صبر نکردی حالا بهتره بری و بر نگردی گرم بودم از شعله ی آتیش عشقت ولی حالا گریزونم از چهره ی زشتت تا حالا ندیده بودم آدم پست تر از تو از این به بعد با قلب سنگی پس طرف شو این خصلت پستته پس بده قلبمو اگه گفتم دوست دارم پس میگیرم حرفمو ظاهرت قشنگه و باطنت کثیف کاش از اول پامو نمیذاشتم تو این مسیر تو بورو بورو از پیش من تو رفتی رفتی و سنگ شد دل من از پیشم بورو تا دنیات بشه سیاه رفتی به درک از تو بدم میاد الآن حس تنفره توی باطن من چه جوری تونستی بازی کنی با دل من تموم احساساتو نگه داشتم تو درونم منو بازی دادی پس دیگه نگو نه لیاقت نداری واست اشک بریزم نه فکر نکن دوباره خام حرفت میشم مگه خواب ببینی که پیشت بر میگردم تا الآنشم به زور باهات سر می کردم اون چشمای ناز به یادم میاره باز قصه ی عشقمون از کجا شده آغاز چشمای نازت بود مرحم دردم با این که غرورو دارم هر دم هرشب واسه اومدنت تا صبح صبر کردم خیلی نازی تو این بازی شدی رازی کردی بازی با من تا من بگم بازم آره تویی گل نازم حالا بورو بخون بدون بدون تو دیگه اشک نمیریزم دیگه بهت نمیگم دوست دارم عزیزم شبا به یادت میشمردم تموم ستاره ها رو تا که به یادم بیارن تموم خاطره ها رو ولی ازت یه عکس پاره مونده یادگار که اونم جلو چشمامه روی دیوار حتی فرصت نشد بهت بگم یک بار که من نازی شاهکار بدون تو میشم خوار با هم قدم زدن خیس شدن زیر بارون تورو خدا جز من با کس دیگه نمون اینا خاطراتیه که از تو واسم مونده یادگاری ببین من کجام بین غم و تنهایی تو این همه آدم بودی واسم یکی یه دونه رنگ چشمات داره منو میکنه دیوونه همه حرفات برنده بود مثل یه تیغ منم گفتم توی چشمام عشقو ببین تو بورو بورو از پیش من تو رفتی رفتی و سنگ شد دل من از پیشم بورو تا دنیات بشه سیاه رفتی به درک از تو بدم میاد
|
About![]()
سلام ممنون که به وبلاگم اومدی
Home
|